ما خونه مون توی همون طبقه است
که یه مشکل کوچیک حکم یه مشکل عدیده است
فشار همه طبقات روی دوش طبقه ی ماست
کاش می شد برداشت !
داشت روال مطبوع زنده بودن ، عادی پیش می رفت بیخیال
تارسیدم به فضای درس و طبقه ی شما و نیاز
این جا مغزم یه چرا جلو پام گذاشت
چرا دلا بر یه چرای دیگه بود ؛ چرا هی زایید
با جیب خالی و کمبود مایه چرا ما رو گایید
سوپاپی هم نبود که اطمینان پوچی چرا رو به ما بده
که افکار ضد قانون از مغزم بزاره بره
چرا شما بالا ما پایین شهر؟
چرا قانون واسه ما و شما داره فرق؟
چرا طبقه ی شما سبز ، طبقه ی ما خشکه؟
کی از طبقه ی ما فرهنگو برده؟
از طبقه ی ما کی ارث بابای شما رو خورده؟
چرا نفس طبقه ی ما دزده؟
چرا اشرف خانوم می ره سمت صیغه؟
چرا فقط خواهر شما نجیبه؟
چرا بایدعوارض بدم واسه تامینی که ندارم؟
چرا باید نفهمی خیلیا رو پای کلاس بزارم؟
چرا باباییروز و شب جلو TV فقط اخبار می بینه؟
سیاسیه ؟! نه!
می سینه که ببینه سیاست امروز واسه ما خواب چی دیده
چرا قاعده ، ممیزی افکار تو طبقه ی ماستو؟
غیر شما کسی بلد نیست راه راستو؟
اصلن که قانون طبقاتو گذاشت؟
که فکر تبعیض حاصله رو نداشت؟
چرا پشت چرا ، پاسخی نیست
توی ماز چرا گیریم راه حل چیست؟
_ چطوره زن بگیریم و خورده بورژوا بشیم