چه حسی داره وقتی که یکی محتاج تو باشه ؟

چه حسی داره وقتی که یکی مات چشمات شه ؟

چه حسی داره یکی دستاش پیشت رو شه ؟

بگه از دست آدم ها دلش خونه

دلش تنهاست       پی همبازی تا فرداست

دلش پر اشک اما چشاش فانوس خاموشه

یه بغضی توی حرفاشه که مثل اصل قانونه

چه حسی داره این که با یکی باشی

جای نوش ، نیش دنیاش شی ؟

چه حسی داره وقتی میگی هستی ولی از دور ؟

می ترسی بسته شه به دامنت وصله ای ناجور

چه حسی داره وقتی که طرف از درد می ناله

تو گلدون وجود تو گلی مغرور می کاره

تو رو تا اوج ملزومات حیاتش می بره بالا

و انصافن تو رو می خواد همین حالا

یقینن حس خوبیه مراد کسی بودن

برای دوری از تنهایی تور و خوندن

ولی حالا بگو بی رو در واسی

چه حسی داره شاشیدن تو دنیای یکی دیگه

که هر روز تو خلوت دنیاش فقط اسم تو رو میگه