چشمای خیسم به کجا خیره اید؟

توی خیالم چه ها چیده اید؟

چشمای رسوای دل تنهای من

کاش نمی اومد پی تون پای من

کاشکی میشد شماها رو نداشتم

کاشکی اسیرتون نبود این دلم

 

کاش نمی دیدید،هر کیو رنگی رنگی

کاشکی دل نمی دادید به قشنگی

این صورتا خشگلن با ژست لبخند

پشت نقاب سیاه و زهرو تلخند

زندگی می شوره رنگا رو یواشی

رو صورتا می مونه تنها یه سیاهی

 

نقابی که عاریه بود می پره

عمر منه که عبس داره می گذره

حالا دیگه دیره که عاقل بشی

مجبوری همبند حقایق بشی

موندی تنها سر یک دوراهی

با عمری که تلف شد اشتباهی

 

شاید دیوانه ها سر خوشترن اما به دیوانگی رسیدن تاوان سختی می خواهد....