چن روز پیش از تاکسی پیاده شدم همین که پا گذاشتم تو پیاده صدای زنی میان سال  به گوشم خورد : جوون یه کمکی بکن دوتا بچه یتیم تو خونه دارم ؛ سر که بلند کردم دیدم داره می لنگه و من دوباره سرمو انداختم پایین و راهمو کشیدم  رفتم ، چرا؟

نمی دونم ، کسی می دونه من چرا این جوری رفتار کردم مثل این که ندیدمش!!