نبردهای خود را عاقلانه انتخاب کن.

به نام خدا

 

و حالا بعد 30سال نداریم ناممکن ومحال

دل دختران دم بخت کومورها را شاد کردیم

همه چیزو تومرافعه شفاف کردیم

یه جور دیگر دیدنو باب کردیم

چراغ خانه رادرمسجد نار کردیم

سرمایه گذاری روی حزب ا... کردیم

همه نرخای منفی کم شده لیک

به جاش صادرات گشته است بیش

نمونه ش گوشت زنده از نوع رندش

آخه اینا واسه عوام مضرن و بی ارزش

خودکفاییم واردات تنها مواده

که اینم واسه تعدیل جمعیت ابزاره کاره

تورم مطلقا اصلاً نداشتیم

خیالت جمع علف هرز هرگز نکاشتیم

وحالا بعد30سال درانتخابات المشنگه به پاشدازکجا؟ازناکجاآباد

اونا گفتن هرچی گفتن دروغ بود

ایناگفتن دروغ نه مصلحت بود

اونا گفتن یار دبستانی من

ترکه بیداد و ستم مونده هنوز به روی تن

جنبش او سبز شد و کرنش اوقند شد

او به اولی ها و او به زیرخط هابند شد

سراسر سبز گشتند جامه به جامه

میگن و گاهی زیر جامه

و اوسهام رو فدا کردتا راُی بیارد

مثال ابر رحمت برسر ماها ببارد

القصه روز قضا از قضا گرگی به گله زد؟ کاندیدای سبز هی تقلب رافریاد می زد

اونا گفتن خفه لطفاً؟!

به هاله و ربودنم افترا شود زدن

فرشتگان مهربان که راُی داده اند به من پس چه اند؟

به صحن شهر به صف شدن مخالفین

به روبرو نظامیان میگن موافقین

مخالفین به مشت اعتراض

موافقین به گارد باز

که ناگهان یکی پرید وسط وناگهان تر شیشه شکست

شی شی شیشه شکست

شی شی شیشه شکست

وای غرم پشو شد این میان

به هرج ومرج جنیان

یکی دگر مخالف است

دیگری زین آب گرفته ماهیان

به یک کلاغ و چل کلاغ

فزون شدند فواصل میانمان

یک خودی مخالف است

دیگری جوش می زند برایمان

روبروی هم2هم وطن

یکی مخالف است دیگری بسیجی عزیزمان

نتیجه گل آلود شدن چه بود؟

دیگری گرفت ماهی نازنینمان

نصیب ما،کشته هایی که مثال کودکی

خاک شدن یواشکی

تو راخدا برای من همین بس است

جواب این سوال گرچه کمی گس است

تویی که آوردی جماعتی میان کارزار

چرا.......................................

نمونه اش ندا روح خدا ازش بپرس که بود قاتلش

که این زمان سانسورنه مصلحت نداد به ما فرصتش

 

واکنون این زمان حالای حال

چه جوری می رویم بالای بالا

یه جایی دور دورا نه همین حول و حوا لی

یکی حالی داده برمردمانی

به مردم گفته همین جاست ارض موعود

و مردم طفلکی ها چشماشون کور

همون نسلی که هیتلر قاتلش بود

همون ارضی که مال دیگری بود

 به زور ساکن شدن تو فلسطین

که روزی قبله ما بود توی دین

مسلمونا خبراز خود نداشتن

به رسم دین کلاس دوستی گذاشتن

 واعراب هم در جهالت هنوزم مثل قوم عادن

درشت شد نمو کرد بی حد وحصر

می خواد واسه خاور بسازه دونه ای قصر

/ 4 نظر / 3 بازدید
ماهایا

سلام بالاخره تمومش کردی خسته نباشی بد نبود.جالب بود. یکی مثل همه بیکار

یکی مثل شما

از چه دلتنگ شدی ، دلخوشی ها کم نیست .. سلام .. انگاری هر کی توی دنیا بیشتر سختی می بینه ،‌ راحتتر می تونه از احساساتش با بقیه صحبت کنه .. شاید چون درد بقیه رو بهتر از خودشون بفهمه . می دونم که این روزا یا باید قشنگ حرف بزنی یا قشنگ فکر کنی .. اگه قشنگ حرف بزنی دیگه نمی تونی قشنگ فکر کنی و اگه قشنگ فکر کنی .. دیگه شاید حرفات قشنگ نباشن . سبک شعرتون رو نمی دونم .. اما گاهی قوی مثل یه موج که داره همه چیز رو می شکافه و می آد جلو و گاهی مثل یه شن نرم که با یه موج وحشی فرو می ره و هیچی رو باقی نمی زاره .. می تونم بگم محتوی شعرتون عالی بود با اینکه هیچ کدوم ش قشنگ نبود .. درد بود .. درد کسایی که مثل من و شما دارن کنار ما و با زندگی می کنن .. آره راست می گید .. این روزا به جای اینکه به دختر بچه یا پسر بچه ی مونده از تحصیلمون فکر کنیم .. داریم به لبنان و لبنانیایی فکر کی کنیم که ما رو دشمن خودشون می دونن .. واقعاَ .. تاسف آوره .. راستی .. کاش می شد هر کی که شاعره .. همون قدر که قشنگ فکر می کنه .. قشنگ هم حرف بزنه و منظورشو ادا کنه .. امیدوارم با این محتوای زیبایی که از شعرتون دیدم .. ظاهر قشنگ تری هم توی اشعار