او می ترسد ....

او پدرش را سرمشق خود می داند و پدر ، من را له کرد در جبری به نام سندروم عدم هست چوک پادشاه
او می ترسد و جای من را با پدرش قاطی می کند ....
این است که من با او هم تنهایم

--------------------------------

چوک : پسر در گویش بندرعباسی

/ 2 نظر / 4 بازدید
نازبانو

حالا شما نوشتید جوک ،ولی این مطلب کوتاه که توی این پست گذاشتید به نوعی ریشه ی تاریخی داره و با نام پدر کشی ازش یاد شده. همیشه پدران و سران قبایل نگران بودند که پسرانشون جای اونها رو بگیرند پس نمیگذاشتند که پسران اونطور که شایستگی دارند رشد کنند، واز طرفی پسران هم که تحت فشار و طرد شدگی های پدر بودند با هم همدست میشدند و بر علیه پدر قیام میکردند.

yghgl

[لبخند]