شاید

بله شاید یه روزی یا شو تاری

بِی هم مُودی توی یه راهی

اَگَی بِی خُوای که ای عابر شناسِن بِی چه وا چِشمُم

به چه لرزی دل و دستُم وقتی چشمُم کَه توچِشمُش

یا شاید بی خیال بیشتِه از پیشتِه از کنارُم رد بَشی

/ 7 نظر / 2 بازدید
شب

فارسی بنویس بدون لهجه

باد مهربان

سلام دوست خوبم اميد دارم كه حالتون در اولين روز هفته خوب و خوش باشه لينك شديد

باد مهربان

قطره قطره اگر چه آب شدیم ابر بودیم و آفتاب شدیم ساخت ما را همو که می پنداشت به یکی جرعه اش خراب شدیم هی مترسک کلاه را بردار ما کلاغان دگر عقاب شدیم ما از آن سودن و نیاسودن سنگ زیرین آسیاب شدیم گوش کن ما خروش و خشم تو را همچنان کوه بازتاب شدیم اینک این تو که چهره می پوشی اینک این ما که بی نقاب شدیم ما که ای زندگی به خاموشی هر سوال تو را جواب شدیم دیگر از جان ما چه می خواهی ؟ ما که با مرگ بی حساب شدیم

عالیه

ممنون ولی دگه مهم نی قبول نبودنم منظورتون نمفهمی چه پیدا امکردن ؟ خبر چه ؟

عالیه

مرسی که خبر اد دا اگه خبری از زمان اججرا و محل اجرا ادفهمی ممنون ابم خبرم کنی